کلود مونه - قسمت اول
«کلود مونه» (Claude Monet) یکی از موسسین نقاشی امپرسیونیست فرانسه و باثبات و فعال ترین نقاش این جنبش بود که فلسفه ابراز برداشت شخصی از طبیعت را، مخصوصا در زمینه منظره نگاری فضای باز، به تصویر می کشید. عبارت امپرسیونیسم از عنوان نقاشی او، «امپرسیون، طلوع آفتاب» (Impression, Sunrise)، می آید. او در 14 نوامبر 1840 در پاریس به دنبا آمد. او دومین پسر کلود-آدولف و لوئی-ژوستین آبری مونه بود که هر دوی آن ها پاریسی های نسل دومی بودند. کلود مونه در سال 1845 با خانواده خود به شهر «لو آور» در منطقه «نورماندی» نقل مکان کرد. پدرش می خواست که او وارد کسب و کار خواربار فروشی خانوادگی شان شود، اما کلود می خواست که هنر را دنبال کند؛ مادر او خواننده بود.
او در آپریل 1851 وارد هنرستان پایه دوم لو آور شد. شهرت محلی او در ابتدا بخاطر کاریکاتورهای زغالی اش بدست آمد که آن ها را به قیمت 10 تا 20 فرانک می فروخت. مونه اولین درس های طراحی خود را از «ژاک-فرانسوا اوچارد» (Jacques-François Ochard)، از دانش آموخته های «ژاک-لویی داوید»، یاد گرفت. او در سواحل نورماندی در سال 1856 یا 1857 با «اوژن بودن» آشنا شد که به مرشدش تبدیل گشت و به او نقاشی های رنگ روغن را آموزش داد. بودن به مونه تکنیک های نقاشی فضای باز را یاد داد. لوئی-ژوستین در 28 ژانویه 1857 از دنیا رفت. مونه در 16 سالگی مدرسه را ترک کرد و پیش عمه بیوه بی فرزندش، «ماری-ژان لکادره» (Marie-Jeanne Lecadre) رفت تا با او زندگی کند.

پاریس

کلود مونه وقتی به پاریس سفر کرد تا از موزه لوور بازدید کند، کپی شدن آثار استادان قدیمی توسط نقاشان حاضر را مشاهده کرد. مونه که رنگ ها و ابزارهایش را با خود آورده بود، در عوض کنار پنجره ای می نشست و چیزهایی که می دید را می کشید. او چندین سال در پاریس زندگی کرد و با نقاش هایی آشنا شد که به دوستان او و امپرسیونیست های همیارش تبدیل شدند؛ یکی از این دوستان «ادوار مانه» (Édouard Manet) بود. مونه در جون 1861 به هنگ اول سواره نظام سبک آفریقا در الجزیره ملحق شد تا 7 سال خدمت کند، اما بعد از 2 سال و مبتلا شدن به حصبه، ماری-ژان پا در میان گذاشت تا او بتواند با اتمام یک دوره هنر در دانشگاهی از ارتش خارج شود. ممکن است که «یوهان بارتولد یونکیند» (Johan Barthold Jongkind)، نقاش هلندی و از آشنایان مونه، عمه او را به انجام این کار ترغیب کرده باشد.

مونه از آنجایی که از هنر سنتی که دانشگاه ها تدریس می کردند ناامید و دلسرد شده بود، در سال 1862 شاگرد «چارلز گلیر» (Charles Gleyre) در پاریس شد و در آنجا با «پیر-اگوست رنوآر»، «فردریک بازیل» و «آلفرد سیسلی» آشنا گردید. این هنرمندان روش های هنری جدیدی را با هم به اشتراک گذاشتند و اثرهای نور فضای باز را با «رنگ منقطع» (broken color) و ضرب های سریع قلم موی به تصویر کشیدند؛ این سبک به «امپرسیونیسم» (Impressionism) معروف شد. او با کشیدن «کامیل» (Camille) در سال 1866 که به نام «بانوی لباس سبزپوش» (The Woman in the Green Dress) هم شناخته می شود، به شهرت رسید. این اثر جز آثار زیادی است که در آن ها همسر او، «کامیل دانسیو»، مدل نقاشی بود. از دیگر آثار این چنینی می توان به «بانو در باغ» (The Woman in the Garden) در سال 1867 و «در کرانه سن، بنکور» (On the Bank of the Seine, Bennecourt) در سال 1868 اشاره کرد. دونسیو مدتی بعد از این زمان باردار شد و اولین فرزند این زوج، «ژان»، را به دنیا آورد. سال 1868 همان سالی است که در آن مونه به دلیل مشکلات مالی، با انداختن خود در رودخانه سن اقدام به خودکشی کرد.

جنگ فرانسه و پروس، امپرسیونیسم و ارژانتوی

با شروع «جنگ فرانسه و پروس» (Franco-Prussian War) در 19 جولای 1870، مونه در سپتامبر همان سال پناهنده انگلیس شد. او در این کشور به مطالعه آثار «جان کانستبل» و «جوزف مالورد ویلیام ترنر» پرداخت که مناظر هر دو منبع الهام نوآوری های او در مطالعه رنگ بودند. «آکادمی سلطنتی» (Royal Academy) آثار مونه را در بهار 1871 به نمایشگاه خود راه نداد. او در می 1871 لندن را ترک کرد و به «زاندام» هلند رفت. مونه در زاندام 25 نقاشی کشید و در اینجا پلیس در زمینه فعالیت های انقلابی به او مظنون شد. او برای اولین بار از آمستردام که در نزدیکی زاندام قرار دارد هم بازدید کرد. این هنرمند در اکتبر یا نوامبر 1871 به فرانسه بازگشت و از دسامبر 1871 تا 1878 در «ارژانتوی»، دهکده ای روی رودخانه سن و در نزدیکی پاریس، به زندگی ادامه داد. او در اینجا تعدادی از شناخته شده ترین آثار خود را کشید که «بانو با یک چتر آفتابی - خانم مونه و پسر او» (Woman with a Parasol - Madame Monet and Her Son) در سال 1875 شاید معروف ترین آن ها باشد. البته مونه در سال 1874 برای مدت کوتاهی به هلند برگشت.

این نقاش صاحب سبک در سال 1872 یا 1873 نقاشی امپرسیون، طلوع آفتاب را با به تصویر کشیدن یک منظره لو آور خلق کرد. این نقاشی که جز کلکسیون «موزه مارموتان مونه» (Musée Marmottan Monet) در پاریس است، در سال 1874 در اولین نمایشگاه امپرسیونیست آویزان شد. «لوئی لروی» (Louis Leroy)، منتقد هنری، با استفاده از نام این نقاشی، عنوان امپرسیونیسم را با دید انتقادی خلق کرد، اما امپرسیونیست ها این عنوان را برای خود تصاحب کردند. کامیل در سال 1876 دچار بیماری شد. پسر دوم این زوج، «میکل»، در 17 مارچ 1878 به دنیا آمد و باعث بدتر شدن اوضاع سلامتی کامیل شد. مونه در همین سال به دهکده «وتوی» (Vétheuil) رفت. همسر او در 5 سپتامبر 1879 بر اثر بیماری سل از دنیا رفت؛ مونه نقاشی او را در بستر مرگش کشید.

قسمت اول «کلود مونه» به پایان رسید. در صورت تمایل می توانید قسمت دوم آن را مطالعه فرمایید.