کاراواجو - قسمت اول
«کاراواجو» (Caravaggio) یکی از پیشروترین هنرمندان تاریخ ایتالیا می باشد که در سال 1571 در شهر کاراواجو در نزدیکی میلان به دنیا آمد. کاراواجو که نام اصلی اش «میکل آنجلو مریسی» است، برای اینکه نام خود را از میکل آنژ متمایز کند، اسم هنری خود را بر مبنای شهر تولدش برگزید. او بخاطر درگیری های فراوان و حتی مجروح کردن یک افسر پلیس در سن 21 سالگی از میلان گریخت و به رم رفت تا در کارگاه «Giuseppe Cesari» (ملقب به Cavalier d’Arpino) به نقاشی مشغول شود؛ البته بیشتر کار او به اضافه کردن گل ها و میوه ها به نقاشی های این هنرمند مورد علاقه پاپ محدود می شد. اما او نقاشی های اختصاصی خود را هم در آن سال ها می کشید.
باکوس بیمار: سبک نقاشی اختصاصی کاراواجو

نقاشی «باکوس بیمار» (Sick Bacchus) کاراواجو در موزه «Galleria Borghese» رم واقع است که توجه به جزئیات و فوتورئالیسم او در زمینه طراحی میوه ها و برگ ها را نشان می دهد. در همین حوالی او نقاشی «پسری با سبد میوه» (Boy with a Basket of Fruit) را هم کشید که از لحاظ به تصویر کشیدن میوه ها و سبزیجات از مورد قبلی خیره کننده تر هم هست. اما Sick Bacchus چیز دیگری را هم نشان می دهد و آن تاثیر بیماری شدید او در اوایل زندگی اش در رم است که در چهره باکوس (نام دیگر دیونیسوس) نمود پیدا کرده. باکوس، خدای شراب یونان باستان، معمولا با گونه های سرخ و شادمان به تصویر کشیده می شود، اما در اینجا بیمارگونه به نظر می رسد.
کاراواجو، پسر بد سبک باروک

کاراواجو در سال 1594 استودیوی d’Arpinoرا ترک کرد. او با هنرمندان دیگری آشنا شد که تاثیر زیادی روی نقاشی هایش داشتند. در همین زمان بود که او «طالع بین» (The Fortune Teller) را کشید که این نقاشی باروک امروزه در «موزههای کاپیتولین» (Capitoline Museums) رم آویزان است. در این نقاش طالع بین در زمان پیشگویی دارد حلقه مشتری ثروتمندش را از دستش درمی آورد. تم کلاهبرداری از جوانان خوشتیب در نقاشی ها دیگر او هم دیده می شود. کاراواجو بخاطر فقر این نقاشی را به رقم پایینی فروخت، اما بعدها نسخه دیگری از آن را با تغییرات کوچکی کشید که نسخه دوم را در «موزه لوور» پاریس می توان دید.

این هنرمند ایتالیایی در سال 1595 به خانه حامی مالی جدیدش، «کاردینال دل مونته» (Cardinal del Monte)، دعوت شد. دل مونته سفارش بیش از 40 نقاشی را به کاراواجو سپرد که یکی از آن ها «باکوس» است که امروزه در «گالری اوفیتزی» فلورانس قرار دارد. علاوه بر میوه های واقع گرایانه، تضاد بین روشنایی و تاریکی را هم در این نقاشی شاهد هستیم. مدل این نقاشی، طالع بین و پسر با سبد میوه، همراه و دوست نزدیک کاراواجو، «ماریو مینیتی» (Mario Minniti)، است. این باکوس با اینکه سالم تر به نظر می آید، اما با گونه های سرخ و ظاهر خواب آلود خود همچنان جلوه خنده داری دارد. همچنین ناخن های کثیف و ملافه رنگ و رو رفته ای که باکوس روی آن می شیند، با جایگاه او بعنوان یکی از خدایان یونان باستان در تضاد است و درنتیجه این نقاشی به دنبال رمانتیزه کردن اساطیر یونانی نیست.

خشونت، رسوایی و مشکلات شخصی

با وجود موفقیت های هنری رو به رشد کاراواجو، زندگی شخصی او بهبود پیدا نکرد. یکی از زندگینامه نویس های کاراواجو می گوید که او در زمانی که کار نمی کرد، با شمشیر و خدمتکاری به گشت و گذار مشغول می شد و به دنبال درگیری یا مشاجره می گشت؛ او خلق و خویی غیر قابل پیشبینی داشت. باید به این نکته توجه کرد که حمل شمشیر در آن زمان ممنوع بود و کاراواجو به دلیل اعمالی مثل حمل بدون مجوز شمشیر، بریدن شنل یکی از دشمنانش، زخمی کردن یک نگهبان و آزار دادن پلیسی بارها دستگیر شده بود.
سر بریدن هولوفرنس توسط جودیت

در این دوره متلاطم بود که کاراواجو یکی از چشم نوازترین آثار خود را خلق کرد: «سر بریدن هولوفرنس توسط جودیت» (Judith Beheading Holofernes) که در حال حاضر در «گالری ملی هنر باستانی» (Galleria Nazionale d'Arte Antica) رم قرار دارد. خشونت و احساسات شدیدی که در این نقاشی به تصویر کشیده شده اند، از ویژگی های بارز هنر کاراواجو هستند. یکی دیگر از نکات قابل توجه این نقاشی، مدل جودیت هست که به احتمال زیاد یکی از فاحشه های رم بوده؛ شخصی که که کاراواجو برای نقاشی های دیگرش هم از او استفاده کرده بود. در آن زمان استفاده از مدل های زنده، به ویژه فاحشه ها، برای به تصویر کشیدن قدیس ها و شخصیت های انجیل غیرمتعارف و نامناسب بود، اما کاراواجو برای چنین هنجارهایی اهمیتی قائل نبود.
الهام سنت متی

اما بزرگترین فرصت حرفه ای کاراواجو در سال 1599 پیش آمد. در آن سال، کاردینال دل مونته به او کمک کرد تا سفارشی را برای کلیسای «سنت لوئیس فرانسوی» (San Luigi dei Francesi) در رم دریافت کند. کاراواجو موظف شد تا «کلیسای کوچک کونتارلی» (Contarelli Chapel) را با 3 تصویر از «سنت متی» تزئین کند. این نقاشی ها به آثار خیره کننده، پیشرو و بحث برانگیزی تبدیل شدند. نسخه اولیه نقاشی «الهام سنت متی» (Inspiration of Saint Mathew) آنقدر جنجال برانگیز شد که این کلیسا آن را قبول نکرد و به این هنرمند ایتالیایی دستور داد تا نقاشی را دوباره از اول بکشد. در نقاشی اول به نظر می رسید که فرشته نوجوان دارد سنت متی را در آغوش می کشد و پاهای برهنه و روی یکدیگر قرار گرفته سنت متی، او را مثل یک فرد معمولی نشان می دادند. کاراواجو با اینکه در نقاشی دوم بین فرشته و این قدیس فاصله ای را قرار داده، اما پاهای برهنه قدیس را نگه داشته؛ پاهایی که در این نسخه کثیف هم هستند. کاراواجو با این نقاشی ها و رئالیسم چشمگیر خود که در آن زمان بی نظیر بود، مورد توجه عموم قرار گرفت.
مدونا و کودک با سنت آن

چیزی نگذشت که کاراواجو سفارش های دیگری را هم دریافت کرد که یکی از آن ها به «مدونا و کودک با سنت آن» (Madonna and Child with Saint Anne) منجر شد که در حال حاضر در Borghese Gallery می توان شاهدش بود. این نقاشی هم توسط سفارش دهندگانش که آن را برای «کلیسای سنت پیتر» می خواستند، رد شد که دلیل اصلی آن احتمالا شیوه به تصویر کشیدن مدونا بوده باشد. سنت آن در این نقاشی شبیه به زن گدایی است که هیچ شباهتی به یک قدیسه ندارد. از طرف دیگر، مدل مدونا باز هم یک فاحشه بود. مدونا در این نقاشی پابرهنه و عیسی مسیح کودک کاملا برهنه است.
مجرم و فراری
با اینکه تا این زمان همه رمی ها دیگر با نام کاراواجو آشنا بودند، اما او همچنان قادر نبود تا مشکلات شخصی اش را کنترل کند. او در روز 29 می 1606 سر یک بازی تیس با مرد جوانی درگیر شد و او را کشت. تا قبل از انجام این جرم، حامیان کاراواجو که در جایگاه های مناسبی قرار داشتند، از او محافظت می کردند اما قتل مسئله ای نبود که حتی یک کاردینال بتواند آن را حل کند. کاراواجو مجبور به ترک رم و فرار از آن شد تا مستاصل ترین بخش از زندگی اش را آغاز کند؛ بخشی که از لحاظ خروجی هنری شاید جذاب ترین دوره حرفه ای او هم باشد.
قسمت اول «کاراواجو» به پایان رسید. در صورت تمایل می توانید قسمت دوم آن را مطالعه فرمایید.