یوپ هاینکس - قسمت اول
وقتی «یوپ هاینکس» (Jupp Heynckes) آخرین دیدار خود در جایگاه سرمربی را در فینال جام حذفی آلمان 2018 تجربه کرد، بیش از نیم قرن فعالیت او بعنوان بازیکن و مربی در تیم های آلمانی، اسپانیایی و پرتغالی سرانجام به پایان رسید. او که برای خیلی از عاشقان فوتبال بیش از هر چیز دیگر به کسب سه گانه با بایرن مونیخ در سال 2013 شناخته می شود، در شهر مونشن گلادباخ به دنیا آمده و یکی از قهارترین مهاجمین فوتبال آلمان در زمان توپ زدنش برای بروسیا مونشن گلادباخ بود. در این مطلب دو قسمتی با یوپ هاینکس فوتبالیست و سرمربی بیشتر آشنا می شویم.
اسطوره مونشن گلادباخ
داستان زندگی یوپ هاینکس در 9 می 1945، روز بعد از پایان جنگ جهانی دوم در اروپا، شروع می شود؛ او نهمین فرزند از ده بچه یک آهنگر بود. او سال های اولیه زندگی خود را در مونشن گلادباخ گذراند. هاینکس بیشتر سال های نوجوانی خود را در باشگاه فوتبال «گرون-وایس هولت» (Grün-Weiß Holt) این شهر گذراند، اما در سال 1962 به بروسیا مونشن گلادباخ پیوست و در فصل اولش قهرمان لیگ منطقه ای زیر 19 سال شد. هاینکس بالاخره در فصل 1964-1965 و تحت رهبری «هنس وایسوایلر» (Hennes Weisweiler) به تیم اول مونشن گلادباخ راه یافت و به لطف 23 گل او در 25 بازی، این تیم به عنوان قهرمانی لیگ منطقه غربی دست یافت. در بازی های گروهی برای صعود به بوندسلیگا هم این مهاجم 20 ساله در شش بازی، شش گل را به ثمر رساند تا مونشن گلادباخ به سطح اول فوتبال آلمان برسد. صعود این تیم در همان سالی رخ داد که بایرن مونیخ به بوندسلیگا صعود کرده بود که با توجه به رابطه نزدیک هاینکس با بایرن در دوران مربیگریش، این موضوع جالب توجه است.

«فرزند بوندسلیگا» به توصیف خودش به سرعت در این لیگ هم تاثیر خود را نشان داد و در سه بازی اول لیگ موفق شد تا چهار بار دروازه حریفان را باز کند. او در دو فصل اول حضورش در بوندسلیگا مجموعا 27 گل زد و اولین بازی های خود برای تیم ملی آلمان غربی را در سال 1967 در بازی های دوستانه مقابل تیم های ملی مراکش و بلغارستان انجام داد و در هر دو بازی هم گل زد. هاینکس در تابستان آن فصل به باشگاه هانوفر رفت و در سه فصل حضور خود در این تیم 25 گل در بوندسلیگا به ثمر رساند. البته هاینکس در سال 1970 دوباره به بروسیا مونشن گلادباخ بازگشت، آن هم در حالی که این تیم تازه به قهرمانی بوندسلیگا رسیده بود.
ماشین گلزنی

یوپ هاینکس در اولین فصل خود پس از بازگشت به مونشن گلادباخ 19 گل زد تا این باشگاه به اولین تیمی تبدیل شود که از عنوان قهرمانی خود در بوندسلیگا دفاع می کند. او در هفت فصل بعدی به ترتیب 19، 28، 30، 27، 12، 15 و 18 بار دروازه رقبا را باز کرد. مونشن گلادباخ هم در دوره حضور هاینکس در این تیم سه بار دیگر در سال های 1975، 1976 و 1977 قهرمان لیگ آلمان شد. این مهاجم مهارنشدنی در قهرمانی تیمش در جام حذفی 1973 موفق به زدن هفت گل در نه بازی شد و در قهرمانی اش در جام یوفای 1974-1975 یازده گل در ده بازی به ثمر رساند. او در سال 1978 در سن 33 سالگی کفش های خود را آویخت و با 298 گل خود در 417 بازی همچنان با اختلاف 157 گل با نفر دوم رکوردار گلزنی مونشن گلادباخ است. در جدول گلزنان بوندسلیگا هم هاینکس با 218 گل در 368 بازی تنها از «گرد مولر»، «روبرت لواندوفسکی» و «کلاوس فیشر» کمتر گل زده است.
51 گل یوپ هاینکس در رقابت های اروپایی او را هم رده بزرگانی چون مولر، «کریستیانو رونالدو»، «لیونل مسی»، «رائول»، «اوزهبیو»، «لواندوفسکی» و «آلفردو دی استفانو» قرار می دهد. هاینکس در دو فصل 1973-1974 و 1974-1975 آقای گل بوندسلیگا هم بود که او در فصل اول به صورت مشترک با گرد مولر 30 گل را در این لیگ به ثمر رسانده بود. خیلی ها باور دارند که دوران بازی هاینکس که شامل قهرمانی جام ملت های اروپای 1972 و جام جهانی 1974 می شود، به دلیل همدورهای با «بمبافکن» به اندازه کافی مورد تحسین فوتبال دوستان قرار نگرفته است. او در آخرین بازی خود با زدن 5 گل در پیروزی 12 بر 0 مقابل بروسیا دورتموند از دنیای فوتبال در قامت بازیکن خداحافظی کرد که این نتیجه پراختلاف ترین پیروزی در تاریخ بوندسلیگاست.
آغاز حرفه ای نه چندان متفاوت

کناره گیری از فوتبال بازی کردن به معنی جدایی هاینکس از این رشته ورزشی نبود چون او به سرعت بعنوان دستیار سرمربی وقت مونشن گلادباخ، «اودو لاتک»، استخدام شد. او وقتی در سال 1979 جایگزین لاتک شد و سرمربیگری این تیم پرافتخار آلمان را به دست گرفت، تنها 34 سال سن داشت. هاینکس 8 سال و بیش از 350 بازی سرمربی مونشن گلادباخ بود که از این حیث پس از هنس وایسوایلر بیشترین زمان هدایت این تیم را در کارنامه دارد. این مربی تازه کار موفق به قهرمانی هیچ جامی در دوران سرمربیگری خود در مونشن گلادباخ نشد، اما همواره این تیم که دائما بازیکنان کلیدی خود را از دست می داد را در وضعیت خوبی نگه می داشت. شاید یکی از بزرگترین دستاوردهای این دوره کاری او امضای قرارداد و پرورش «لوتار ماتئوس» باشد. البته مونشن گلادلاخ در فصل 1983-1984 به دیدار نهایی جام حذفی آلمان راه یافت، اما در بازی فینال در ضربات پنالتی به بایرن مونیخ بازی و جام را واگذار کرد. در همین فصل در بوندسلیگا هم این تیم به همراه هامبورگ و اشتوتگارت بیشترین امتیاز را به دست آورد، اما به دلیل تفاضل گل این اشتوتگارت بود که قهرمان شد.

رسانه ها هاینکس را «قهرمان بدون قهرمانی» نامیدند که قطعا این آوازه او در استخدامش توسط بایرن در سن 42 سالگی برای هدایت این تیم بی تاثیر نبوده است. او در بایرن هم جایگزین لاتک شد و در اولین فصل خود بعنوان نایب قهرمانی بوندسلیگا رسید. بعد از این فصل، هاینکس تیم را از نو ساخت تا در دو فصل بعدی به قهرمانی لیگ آلمان دست یابد. کایزرسلاوترن در فصل 1991-1992 قهرمان و بایرن نایب قهرمان شد. فصل بعد از این عنوان نایب قهرمانی با مصدومیت ها و خروج بازیکن های کلیدی همراه بود و شروع بد تیم منجر به اخراج هاینکس در 8 اکتبر 1992 از بایرن مونیخ شد. هاینکس در این دوره با رئیس باشگاه بایرن، «اولی هوینس»، رابطه خوبی را پایه گذاری کرد؛ شخصی که در دوره طولانی ریاست خود مربیان متعددی را به بایرن آورده و از آن اخراج کرده است. هوینس بعدها اخراج یوپ هاینکس را بزرگترین اشتباه خود در بایرن توصیف کرد.
از آلمان به اسپانیا

یوپ هاینکس باری دیگر وایسوایلر و لاتک را دنبال کرد تا به سومین مربی آلمانی در تاریخ لالیگا تبدیل شود؛ او در سال 1992 هدایت تیم اتلتیک بیلبائو را عهده دار شد. طبق قوانین این باشگاه تنها بازیکنان منطقه باسک اجازه بازی در آن را داشتند و هاینکس با پرورش بازیکنان این ناحیه مثل «آیتور کارانکا» در دو فصل حضورش این تیم را از فرار از منطقه سقوط به پلیآف جام یوفا رساند. بازگشت او به آلمان و سرمربیگری آینتراخت فرانکفورت بیش از 9 ماه دوام نداشت تا او باری دیگر به اسپانیا برگردد و سرمربی تنریف شود. او با کسب عنوان پنجمی در لالیگا و تمام کردن لیگ جلوتر از رئال مادرید، جواز حضور در جام یوفا را برای این تیم هم به دست آورد. او در فصل دوم خود در تنریف به نیمه نهایی جام یوفا رسید، اما تیم تحت هدایتش حریف شالکه قهرمان نشد.
این دستاوردها باعث شدند تا رئال مادرید هاینکس را در سال 1997 جایگزین «فابیو کاپلو» کند. این رابطه پر فراز و نشیب با جدال های مستمر با اصحاب رسانه همراه بود. روسای باشگاه هم چندین بار او را تنها یک راه حل موقت توصیف کرده بودند. اما این هاینکس بود که انتظار 32 ساله مادریدی ها برای هفتمین جام اروپایی شان را برآورده کرد. البته چهارمی در لالیگا در این فصل باعث شد تا بعد از پیروزی رئال برابر یوونتوس در فینال لیگ قهرمانان اروپا، کهشانی ها به سرعت سرمربی خود را اخراج کنند. این اخراج بار دیگر مسیر مربیگری یوپ هاینکس را تغییر داد تا او برای اولین بار هدایت یک تیم پرتغالی را هم تجربه کند.
قسمت اول «یوپ هاینکس» به پایان رسید. در صورت تمایل می توانید قسمت دوم آن را مطالعه فرمایید.