ویلیام ترنر
«جوزف مالورد ویلیام ترنر» (Joseph Mallord William Turner) که در زمان خود به نام ویلیام ترنر شناخته می شد، کودک مستعدی بود که به یکی از ستاره های هنر بریتانیا تبدیل گشت. او آموزش رسمی خود را در یکی از مدارس «آکادمی سلطنتی هنر» (Royal Academy of Arts) از سن 14 سالگی شروع کرد. پدر ترنر پیرایشگری در منطقه «کاونت گاردن» لندن بود. او ویلیام را در مسیر هنرش تشویق می کرد و طراحی های اولیه او را در مغازه خود نشان می داد و می فروخت. اما بیماری مادرش و بستری شدن او باعث شد تا ترنر بخش زیادی از دوران کودکی خود را با خویشاوندانش در شهرستان «میدلسکس» بگذراند.
ترنر در «نمایشگاه (تابستانه) سالانه آکادمی سلطنتی» (Royal Academy’s Annual (Summer) Exhibition) در سال 1790 برای اولین بار نقاشی های آبرنگ خود را در معرض نمایش گذاشت. او در سال 1799 و در زمانی که تنها 24 سال سن داشت، اولین نقاشی رنگ روغن خود را نمایش داد و 3 سال پس از این موضوع بعنوان یک عضو وابسته آکادمی سلطنتی انتخاب شد. ترنر در سال 1802 یک آکادمیسین تمام شد. او در تمام دوران زندگی خود ارتباط نزدیکش با آکادمی سلطنتی را حفظ کرد. او علاوه بر نمایش آثار خود در نمایشگاه تابستانی و عضویت در شورای آکادمی، از سال 1807 تا 1837 «استاد پرسپکتیو» (Professor of Perspective) آن هم بود و حتی گاهی اوقات که رئیس آکادمی غایب بود، وظایف او را هم انجام می داد.

آکادمی سلطنتی در این دوره نقاشی تاریخی را بعنوان بالاترین حد از دستاوردهای هنری ترویج می کرد. ترنر تصمیم گرفت تا این دیدگاه را بوسیله بالا بردن جایگاه نقاشی منظره با نمایش پتانسیل آن در به تصویر کشیدن سوژه های تاریخی، مذهبی و ادبی تغییر دهد. گفته می شود که ترنر در تلاش بود تا آکادمی را برای ایجاد جایگاه استادی نقاشی منظره برای او متقاعد کند، اما در این امر موفق نبود. این موضوع ممکن است باعث شده باشد تا او کار روی مجموعه چاپ های «Liber Studiorum» خود را ادامه دهد؛ مجموعه ای در 6 دسته تاریخی، شبانی، «شبانی حماسی» (Epic Pastoral)، کوهستانی، معماری و دریایی برای تاکید بر قدرت بیان و طیف وسیع احساسی هنر منظره. ترنر با اینکه در زمینه نقاشی رنگ روغن به موفقیت زیادی رسید، اما از فعالیت در حوزه نقاشی آبرنگ دست نکشید. آبرنگ که سریع خشک می شود و سبکی مناسب جابجایی و سفر است، به ترنر کمک کرد تا مناظر و آثار زودگذر سایه و نور را در سفرهایش در بریتانیا و اروپا ثبت کند. در همین سبک هم هست که تعدادی از خلاقانه و نوآورانه ترین نقاشی های او خلق شده اند.

آزمایش های این هنرمند در ثبت سایه و نور، به خصوص در نقاشی هایی مثل «باران، بخار و سرعت» (Rain, Steam and Speed)، برای بعضی از مخاطبین معاصر تعجب برانگیز بود، اما این نقاشی ها در حال حاضر جز بهترین آثار او قلمداد می شوند. رفتار ترنر در سال های پایانی زندگی اش کمی عجیب بود که از این رفتارهای عجیب می توان به ارسال عمدی آثار ناتمام به نمایشگاه تابستانی و تمام کردن شان قبل از افتتاحیه رسمی نمایشگاه اشاره کرد. یکی از داستان های معروف دیگر هم این است که او از روی کلکل با رقیبش، «جان کانستبل»، یک بویه قرمزرنگ روشن را به نقاشی منظره دریایی هلندی خود به نام «هلهفوتاسلایس» (Helvoetsluys) اضافه کرده بود. ترنر در سال 1851 از دنیا رفت. آرامگاه او در نزدیکی مقبره های «جاشوا رینولدز» و «تامس لاورنس» در «کلیسای جامع سنت پل» قرار دارد چون او در زمان حیات خواسته بود تا در بین برادران هنرمندش دفن شود.

پس از سال ها جنجال و بحث و بررسی بر سر وصیتنامه ترنر، آکادمی سلطنتی بالاخره در سال 1856 بدون هیچ شرط و شروطی 20 هزار پوند از دارایی های او را دریافت کرد. این مبلغ در یک «صندوق ترنر» جداگانه ای قرار گرفت تا برای موارد پیش رو از آن استفاده شود: مقرری و هدایای هنرمندان مستضعف خارج از آکادمی، مدالی به نام «مدال ترنر» برای نقاشی های منظره به همراه یک بورسیه و کمک هزینه سالانه برای مدارس آکادمی سلطنتی. این مدال برای اولین بار در سال 1957 اهدا شده بود. وجوه صندوق ترنر به صورت رسمی در سال 1998 به پایان رسید. در حال حاضر «موسسه سلطنتی نقاشان آبرنگ» (Royal Institute of Painters in Water Colours) و «انجمن سلطنتی آبرنگ» (Royal Watercolour Society) مدال ترنر خود را جایزه می دهند.
کشتی بردگان

نقاشی «کشتی بردگان» (The Slave Ship) در «موزه هنرهای زیبای بوستون» یکی از معروف ترین و آزاردهنده ترین آثار ویلیام ترنر است. در جلوی اثر مردمی که در حال غرق شدن هستند، برای بقا در دریای متلاطم بیهوده تلاش می کنند. در دوردست کشتی بلندی را می بینیم که در پس زمینه غروب آفتاب و آسمانی قرمز قرار دارد. این صحنه بر اساس روایتی از کشتی بردگان بدنام بریتانیایی به نام «زونگ» (Zong) است. این کشتی که در سال 1781 از غرب آفریقا به کارائیب سفر می کرد، از برنامه زمانی خود عقب افتاده بود و خیلی از افراد حاضر در آن بیمار شده بودند. ناخدای کشتی دستور داد که 133 مرد، زن و کودک برده از کشتی به دریا پرتاب شوند تا او بتواند با ادعای گم شدن شان در دریا، از بیمه پول دریافت کند. ترنر احتمالا می خواسته تا این صحنه بی رحمانه به رویدادهای کمی بعدتر هم اشاره داشته باشد. «قانون لغو بردهداری» که بردهداری را در کلنی های بریتانیا به پایان رساند، در سال 1833 تصویب شده بود (اما در خیلی از موارد تا سال 1838 اجرایی نشد)، از این رو جنایات مشابهی در این زمان هم گزارش می شدند چون برده داران می خواستند تا از پرداخت جریمه هر برده انتقالی اجتناب کنند.

کشتی بردگان در سال 1840 در آکادمی سلطنتی به نمایش درآمد؛ سالی که در آن «مجمع ضد برده داری جهان» (World Anti-Slavery Convention) در لندن برگزار شده بود و درنتیجه این نمایش تصادفی نبود. ترنر این نقاشی را با بخشی از شعر ناتمام و چاپ نشده خود، «مغلطه های امید» (Fallacies of Hope)، به نمایش گذاشت. مشخص است که در زمانی کشیدن این اثر، ترنر مخالف برده داری بوده است، اما محققین به این نکته اشاره کرده اند که او در سال 1805 مبلغ 100 پوند را برای خرید سهام در کسب و کاری به نام «Dry Sugar Work» سرمایه گذاری کرده بود. با اینکه این اسم به شکر اشاره می کنید، اما این کسب و کار در حقیقت یک گاوداری در یک پلانتیشن جامائیکایی بود که با زحمت بردگان امورش انجام می شد. نمایشنامه «موشک ها و نورهای آبی» (Rockets and Blue Lights) اثر نمایشنامه نویس جامائیکایی الاصلی به نام «وینسام پینک» (Winsome Pinnock) در سال 2020 به نقاشی ترنر و تعدادی از سوالات و تناقض های برآمده از آن پاسخ می دهد.