جان ویلیام واترهاوس

«جان ویلیام واترهاوس» (John William Waterhouse) در سال 1949 در قاره اروپا و کشور انگلستان به دنیا آمد. پدر و مادر او، ویلیام و ایزابلا، هر دو نقاش های انگلیسی بودند که برای کار به ایتالیا آمده بودند. در سال تولد جان ویلیام واترهاوس، تعدادی از اعضای اولیه «انجمن برادری پیشارافائلی» (Pre-Raphaelite Brotherhood) در مفاحل هنری لندن سروصدا به پا کردند. از شاخص ترین هنرمندان این گروه می توان به «ویلیام هولمن هانت» (William Holman Hunt)، «جان اورت میلی» (John Everett Millais) و «دانته گابریل روستی» (Dante Gabriel Rossetti) اشاره کرد. خانواده واترهاوس در سال 1854 به انگلیس بازگشت. واترهاوس در زمان بچگی زمان زیادی را در «موزه ویکتوریا و آلبرت»، «گالری ملی» و «موزه بریتانیا» گذراند. پدر و مادرش او را تشویق کردند تا در این بازدیدها، به پیش طرح کشی روی بیاورد.

جان ویلیام واترهاوس

 

آموزش هنری

واترهاوس در دوران نوجووانی و اوایل دوران جوانی خود، به پدرش در استودیو کمک می کرد؛ این امر باعث افزایش علاقه اش به هنر  شد. او در سال 1870 بعنوان دانشجو در «آکادمی سلطنتی هنر» مشغول به تحصیل شد. واترهاوس در ابتدا مجسمه سازی را مطالعه کرد و سپس به مطالعه نقاشی تغییر رویه داد. با اینکه او یک نقاش پیشارافائلی شناخته می شود، آثار اولیه او در این سبک نبودند، اما نقاشی های او در این دوره تم کلاسیک داشتند. نقاشی های اولیه او اغلب با آثار «فردریک لیتون» (Frederic Leighton) و «لاورنس آلما-تادما» (Lawrence Alma-Tadema) مقایسه می شدند. واترهاوس آثار خود را در «انجمن هنرمندان بریتانیا» (Society of British Artists) و «گالری دادلی» (Dudley Gallery) به نمایش می گذاشت.

 

نقاشی های اولیه

Sleep and His Half-Brother Death

نقاشی «خواب و برادر ناتنی او مرگ» (Sleep and His Half-Brother Death) واترهاوس در سال 1984 در نمایشگاه تابستانی آکادمی سلطنتی به نمایش درآمد. به دنبال موفقیت این نقاشی، واترهاوس به نمایش دادن آثارش در آکادمی سلطنتی به صورت سالانه تا سال 1916، به جز دو سال 1890 و 1915 ادامه داد. نقاشی های او به محبوبیت رسیدند و در محافل هنری لندن تاثیرگذار بودند. به همین دلیل نقاشی «پس از رقص» (After the Dance) او در نمایشگاه تابستانی سال 1876 جایگاه ویژه نمایش را از آن خود کرد. موفقیت واترهاوس باعث شد تا نقاشی های او بزرگتر شوند. واترهاوس از سال 1883 عضو «موسسه سلطنتی نقاشان در سبک آبرنگ» (Royal Institute of Painters in Water Colours) بود تا اینکه در سال 1889 از آن استعفا داد. البته اکثر نقاشی های او به صورت رنگ روغن بودند.

Consulting the Oracle

این هنرمند در سال 1884 اثر «مشاوره با اوراکل» (Consulting the Oracle) خود را برای آکادمی سلطنتی فرستاد که با نقدهای فوق العاده ای از سمت منتقدین هنر روبرو شد و «سِر هنری تیت» (Sir Henry Tate) آن را خریداری کرد. سر هنری به طرفدار آثار واترهاوس تبدیل شد و بعدها «بانوی شالوت» (The Lady of Shallot) را هم خریداری کرد؛ نقاشی که در نمایشگاه سال 1888 آکادمی سلطنتی به نمایش گذاشته شده بود. واترهاوس در اواسط دهه 1880 خیلی از نقاشی هایش را در «گالری گروونر» (Grosvenor Gallery) به نمایش گذاشت. او آثارش را در گالری هایی در شهرهای بزرگ انگلیسی مثل منچستر، لیورپول و بیرمنگام هم نمایش داد. بعضی از نقاشی های واترهاوس مثل «ماریامنی» (Mariamne) در خارج از انگلیس هم به نمایش درآمدند که این موضوع در قالب جنبش بین المللی نمادگرایان بود.

 

آثار شاخص

Circe Invidiosa, Art Gallery of South Australia

بانوی شالوت یکی از اولین نقاشی های واترهاوس بود که علاقه او به تم های پیشارافائلی مثل «زنان شهرآشوب» (femme fatales) قدرتمند یا تراژیک را نشان می داد. او در واقع سه نسخه از این نقاشی را در سال های 1888، 1894 و 1916 خلق کرد. از نقاشی های دیگر واترهاوس که دنباله روی تم زنان شهرآشوب بودند، می توان به «کلئوپاترا» (Cleopatra)، «سرسی حسود» (Circe Invidiosa)، چندین نسخه از «لامیا» (Lamia) و «بانوی زیبای بی رحم» (La Belle Dame Sans Merci) اشاره کرد. او علاوه بر نقاشی، در «هنرستان St. John's Wood» هم هنر تدریس می کرد. او در سال 1895 به جایگاه آکادمیسین رسید. واترهاوس عضو شورای آکادمی سلطنتی بود و به باشگاه هنرهای St. John's Wood ملحق شد.

Ophelia

واترهاوس برای دریافت دیپلمش می خواست که نقاشی «یک پری دریایی» (A Mermaid) را تحویل دهد، اما متاسفانه قادر نبود تا آن را به موقع تکمیل کند و بجای آن نسخه سال 1889 نقاشی «اوفلیا» (Ophelia) را ارسال کرد. او در سال 1900 موفق به تکمیل یک پری دریایی شد. این نسخه از اوفلیا نزدیک به یک قرن گم شده بود، اما در حاضر جز کلکسیون هنر «لرد لوید وبر» می باشد. از آنجایی که اوفلیا به یکی از شخصیت های مورد علاقه واترهاوس تبدیل گشت، او دو نقاشی دیگر از این شخصیت را هم در سال های 1894 و 1909 کشید. به نظر می آید که نقاشی های جان اورت میلی و دانته گابریل روستی منبع الهام او بودند؛ این دو نقاش هم اوفلیا را کشیده بودند.

Miranda - The Tempest, Smithsonian American Art Museum

او در  سال 1990 «صندوق جنگ» (War Fund) برای حمایت از سربازان انگلیسی در جنگ بوئر را بنا نهاد و با خلق نقاشی «سرنوشت» (Destiny) و کمک به یک نمایش تئاتر، به این موضوع کمک کرد. این هنرمند در سال های آخر زندگی اش، با وجود رنج بردن از سرطان، به نقاشی ادامه داد. او از سال 1908 تا 1914 نقاشی هایی را بر اساس شخصیت اساطیری «پرسفونه» (Persephone) خلق کرد. علاقه او به خلق اثر بر اساس اسطوره ها با این نقاشی ها بیشتر شد و نقاشی های «میراندا - طوفان» (Miranda - The Tempest) و «تریستان و ایزولت با معجون» (Tristan and Isolde with the Potion) را در سال 1916 کشید. آخرین نقاشی واترهاوس که در 10 فوریه 1917 از دنیا رفت، «باغ مسحور» (The Enchanted Garden) بود. او در طول دوره حرفه ای خود 118 نقاشی کشیده بود.

 

بانوی شالوت

The Lady of Shalott, Tate Britain

مشهور و تاثیرگذارترین نقاشی جان ویلیام واترهاوس، بانوی شالوت بر اساس شعری از «آلفرد لرد تنیسون» (Alfred Lord Tennyson) با همین می باشد؛ شاعری که مورد علاقه انجمن برادری پیشارافائلی بود. در این شعر، بانوی شالوت که به تنهایی در قلعه ای در امتداد رودخانه زندگی می کند، نفرین شده تا هرگز از پنجره اش بیرون را نگاه نکند. اما او با نگاه به یکی از شوالیه های میز گرد پادشاه آرتور، «لنسلات»، این طلسم را زیر پا می گذارد. در سفر او با قایق تا «کملات» (Camelot)، طلسم فعال می شود و او قبل از رسیدن به مقصدش کشته می شود.

The Lady of Shalott Looking at Lancelot, Leeds City Art Gallery

بانوی شالوت منبع الهام رایجی بین این انجمن بود، اما با اینکه بیشتر نقاشان معاصر واترهاوس او را در لحظه زیر پا گذاشتن طلسم به تصویر می کشند، واترهاوس در نقاشی اول خود از او، او را روی قایق در مسیر کملات نشان می دهد. این تغییر تمرکز، حسی شومی را به بیننده منتقل می کند. تنها یکی از شمع های روی قایق روشن می باشد و اسم او به سختی پیداست، و در عین حال، برجی که از آن فرار کرده تنها شکل محوی در پس زمینه است؛ تمثیل های مرگ در این نقاشی گریزناپذیر هستند و مرگ نزدیک به وقوع او را پیشبینی می کنند. نقاشی بانوی شالوت در نتیجه نشان دهنده تم معاصر و رایج قربانی شدن تراژیک یک زن توسط عشق است. دو نقاشی دیگر واترهاوس از بانوی شالوت با نام های «نگاه کردن بانوی شالوت به لنسلات» (The Lady of Shalott Looking at Lancelot) و «بانوی شالوت گفت، من از سایه‌ها بیزارم» (I Am Half-Sick of Shadows, Said the Lady of Shalott) به ترتیب در سال های 1894 و 1916 خلق شدند.

I am Half-Sick of Shadows, said the Lady of Shalott, Art Gallery of Ontario

به "جان ویلیام واترهاوس" امتیاز دهید

2 کاربر به "جان ویلیام واترهاوس" امتیاز داده اند | امتیاز: 4 از 5
امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "جان ویلیام واترهاوس"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید
تلفن: 75284-021