زیگموند فروید

انسان هایی هستند که نام آن ها با حوزه فعالیت شان برای بسیاری از مردم مترادف است و «زیگموند فروید» (Sigmund Freud) هم یکی از این افراد می باشد. او که در سال 1856 در امپراتوری اتریش به دنیا آمده بود، عصب شناسی بود که به آسیب شناسی عصبی علاقه ویژه ای داشت. فروید هم از طریق حرفه پزشکی و هم از طریق نوشته های نظری خود «روان‌کاوی» (psychoanalysis) را بنا نهاد که تاثیر شگرفی بر طیف وسیعی از حوزه ها ورای سلامت روان داشته است. روان‌کاوی مجموعه ای از نظریه ها و روش هایی است که از طریق آن ها می توان ذهن انسان و مشکلات آن را درک کرد. در ادامه این مطلب با زیگموند فروید و نظریه های کلیدی او آشنا می شویم.

 

آثار شاخص

زیگموند فروید

فروید در طول پنج دهه فعالیت خود بیش از ده کتاب و صدها مقاله را به نگارش درآورد. «تفسیر خواب» (The Interpretation of Dreams) یکی از اولین کتاب های این عصب شناس است و در این اثر او شناخته شده ترین نظریه اش را مطرح می کند: ذهن ناخودآگاه منطقه ای از فعالیت های ذهنی خارج از خودآگاه مان است که از دید فروید برای فهم طیف گسترده ای از بیماری های ذهنی از اهمیت بالایی برخورد می باشد. فروید ادعا می کند که از طریق خواب می توانیم به درک منحصر به فردی از ذهن ناخودآگاه برسیم. او با تقسیم خواب به «محتوای آشکار» (جزئیات سطحی و خط داستانی خواب) و «محتوای نهفته» (معنای روان شناختی خواب) این قلمروی جدید را کاوش کرد.

اثر مهم بعدی زیگموند «آسیب‌شناسی روانی زندگی روزمره» (The Psychopathology of Everyday Life) بود که در آن باری دیگر شاهد بررسی فعالیت های ذهن ناخودآگاه توسط او بودیم. فروید در این کتاب توجه خود را به «خاطرات واپس‌رانده‌شده» (repressed memories) و مورد دیگری معطوف کرد که ما آن را با نام «لغزش فرویدی» (Freudian slip) می شناسیم. یک لغزش فرویدی تصادفی در گفتار، عمل یا خاطره است که از نظر فروید محتوای ذهن ناخودآگاه را آشکار می کند. برای مثال نوجوانی که می پرسد «بابا میاد؟» به جای اینکه بگوید «بابک میاد؟» در حقیقت به صورت ناخودآگاه دارد ابراز می کند که می خواهد پدرش پیشش باشد و نه دوستش بابک.

Repressed Memories

«آینده یک پندار» (The Future of an Illusion) یک کتاب کوتاه اما پرمحتواست که در آن فروید با استفاده از نظریه های روان‌کاوی خود در حوزه مذهب از شخص فاصله می گیرد و روی پویایی اجتماعی تمرکز می کند. با اینکه او درنهایت دین سازمان یافته را یک پندار مضر اجتماعی می داند، این کتاب بیشتر سعی در درک دلیل دوام و پایداری مذهب دارد. فروید در یکی از محبوب ترین کتاب های خود، «تمدن و ملالت‌های آن» (Civilization and Its Discontents)، به موضوع دین و نیروهای اجتماعی بزرگ مقیاس دیگر بازمی گردد. او در این کتاب مذهب را از طریق «احساس اقیانوسی» (oceanic feeling) بررسی می کند. احساس اقیانوسی علاقه فرد به وحدت با جهان است و از نقطه نظر فروید این احساس به اولین لحظات زندگی برمی گردد. او سپس با جزئیات بیشتر به تنش میان علاقه های دیگر شخص و جامعه می پردازد.

 

ساختار ذهن انسان از دید فروید

Id, Ego, and Superego

اگر تا به حال تقصیر چیزی را گردن علاقه ناخودآگاه انداخته اید، می توانید از فروید بابت این موضوع متشکر باشید. این عصب شناس اتریشی همانطور که پیشتر به آن اشاره شد، ذهن را به دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم کرد. ذهن خودآگاه فعالیت های روزمره زندگی و آنچه که به آن «تفکر» می گوییم را در خود جا داده. در تضاد با آن ذهن ناخودآگاه (و ذهن نیمه آگاه) قرار دارد که فعالیت های ذهنی فراوانی ورای دسترسی ما را شامل می شود. او سپس ذهن های نیمه آگاه و ناخودآگاه را به «نهاد» (id)، «خود» (ego) و «فراخود» (superego) تقسیم می کند. نهاد نمایانگر ابتدایی ترین خواسته ها و علاقه هایمان است و انگیزه آن لذت می باشد، فراخود خودآگاه مان است و خود واسطه ای لحاظ می شود که بین خواسته های ابتدایی و ایده‌آل هایمان میانجی‌گری می کند. نهاد مانند کودکی است که بدون توجه به عواقب اعمال فقط به فکر لذت است و فراخود فرشته روی شانه انسان و قوه تشخیص او قلمداد می شود.

Id, Ego, and Superego

فروید باور داشت که اگر میان نهاد و فراخود تعادل برقرار نباشد، «روان‌نژندی» (neurosis) پیش می آید. از دید او، خود با بکارگیری سازوکارهای دفاعی متفاوت تلاش می کند تا تعادل را میان نهاد و فراخود ایجاد کند. این بخش ها به صورت ناخودآگاه عمل می کنند و درنتیجه ما به صورت خودآگاه این جدال را تجربه نمی کنیم. فروید سازوکارهای دفاعی زیادی را شناسایی کرد که در زیر به تعدادی از موارد کلیدی آن ها اشاره می کنیم:

«انکار» (denial): خودداری از قبول واقعیت

«فرافکنی» (projection): متهم کردن دیگران به داشتن افکار یا تمایل هایی که خود اتهام زننده دارد

«دلیل تراشی» (rationalization): استفاده از دلایل به ظاهر موجه برای توجیه یک چیز بجای اعتراف به دلایل واقعی و کمتر مورد قبول

«بازگشت» (regression): بهره گیری از راهبردهای مقابله ای متعلق به مراحل اولیه رشد

«والایش» (Sublimation): استفاده از کانال های مورد قبول جامعه برای تغییر مسیر خواسته های غیر قابل قبول

Defense Mechanisms

توجه داشته باشید که سازوکارهای دفاعی بسته به موقعیت می توانند مثبت هم باشند. با اینکه انکار معمولا سازوکار سازنده ای نیست چون تا ابد نمی توان در دنیایی فانتزی زندگی کرد، اما والایش می تواند برای فرد مفید باشد. مثلا شخصی که به خیانت فکر می کند، اگر خواسته های جنسی خود را به سمت ورزش منعطف کند، هم زندگی سالم تری خواهد داشت و هم می تواند روابطی که به آن ها اهمیت می دهد را حفظ کند.

 

گزینشی از نظریه های کلیدی فروید

صحبت درمانی

A Clinical Lesson at the Salpetriere by Andre Brouillet, Paris Descartes University

فروید «صحبت درمانی» (talk therapy) را در زمان کار با پزشک همکارش، «یوزف بروئر»، شروع کرد. یکی از بیماران بروئر با اسم مستعار Anna O با علائم هیستری مورد درمان قرار گرفت. هیستری در حال حاضر دیگر یک تشخیص پزشکی قابل قبول لحاظ نمی شود، اما در آن زمان عبارتی بود برای توصیف بسیاری از بیماری های زنان که مشخصا رویکردی جنسیت زده است. دکتر بروئر و Anna O به این نتیجه رسیدند که صحبت درباره تجربه های آزاردهنده زندگی آنا به کاهش علائمش کمک می کرد که این بیمار نام این پدیده را «درمان با گفتگو» (talking cure) نامید. با اینکه فروید خود هرگز با آنا صحبت نکرده بود، رویکرد بروئر برای او جذاب بود و این دو متخصص با یکدیگر کتابی به نام «مطالعاتی در باب هیستری» (Studies on Hysteria) را منتشر کردند. فروید حتی چند قدم هم فراتر رفت و ادعا کرد که علائم Anna O ناشی از آزار و اذیت جنسی بودند که او در کودکی واپس رانده بود. دکتر بروئر در این زمینه با فروید مخالف بود و این زوج همکار از یکدیگر جدا شدند. فروید سپس صحبت درمانی و تحلیل ذهن ناخودآگاه را توسعه داد.

 

رشد روانی- جنسی

Psychosexual Development

زیگموند فروید به شخصیت نگاهی مبتنی بر رشد و توسعه داشت. او روی تجربه های اوایل دوران کودکی تمرکز و نظریه پردازی کرد که این تجربه ها شخصیت های دوران بزرگسالی را شکل می دهند. فروید رشد شخصیت را به پنج مرحله روانی-جنسی تقسیم کرد: «دهانی» (oral)، «مقعدی» (anal)، «آلتی» (phallic)، «نهفتگی» (latent) و «تناسلی» (genital). او باور داشت که اگر در این دوره ها به خوبی از ما مراقبت نشود، امکان دارد که روی مرحله خاصی گیر کنیم. «از مادرت بگو» یک سوال کلاسیک در صحبت درمانی است که تاثیر مهمی در کشف مرحله ای داشت که مادر در آن ممکن است در مراقبت از کودک با شکست مواجه شده باشد.

از نظر فروید مرحله دهانی از نوزادی تا یک سالگی ادامه دارد. در این مرحله به کودک باید هشدار داده شود. شکست در این مرحله می تواند به بزرگسالی منجر شود که به کشیدن دخانیات یا غذا خوردن اعتیاد پیدا می کند که این موارد تثبیت های دهانی هستند. بعد از این مرحله مقعدی را داریم که بین یک تا سه سالگی است و تماما به آموزش استفاده درست از توالت مربوط می باشد. کودکی که در این مرحله با مشکل مواجه شود، در بزرگسالی می تواند شخصیت «نگهدارنده مقعدی» (anal retentive) یا «دفع کننده مقعدی» (anal expulsive) داشته باشد که شخص ممکن است در مورد اول بیش از حد تمیز، وسواسی و مضطرب و در مورد دوم کثیف و مستعد به برون ریزی احساسی شود.

Oedipus at Colonus by Jean-Antoine-Theodore Giroust, Dallas Museum of Art

از سه تا شش سالگی در مرحله آلتی هستیم. در این مرحله کودکان با تفاوت ها میان بدن های زنانه و مردانه آشنا می شوند. پسربچه ها دچار «عقده ادیپ» (Oedipus complex) می شوند که به میل به مادر و حسادت به پدر برمی گردد؛ ادیپ یکی از قهرمانان تراژیک اساطیر یونان باستان است که بدون آگاهی از هویت پدر و مادرش، پدرش را به قتل رساند و با مادرش ازدواج کرد. این حسادت با «اضطراب اختگی» (castration anxiety) ترکیب می شود؛ کودک می ترسد که پدر با اخته کردنش از او انتقام بگیرد و تفاوتی که تازه کشف کرده را از بین ببرد. پسربچه در این مرحله برای علاقه غیرمستقیم به مادر باید با پدرش هم‌ذات‌پنداری کند، در غیر این صورت امکان دارد که جاه طلب و خودخواه شود. البته دختربچه ها هم متوجه تفاوت ها میان بدن های زنان و مردان می شوند، اما فروید می گوید که آن ها اضطراب از دست دادن چیزی را ندارند، بلکه اضطراب این را دارند که از قبل چیزی را از دست داده اند. فروید این پدیده را «رشک آلت» (penis envy) نامیده. آن ها از دست مادران شان به این دلیل عصبانی هستند که به آن ها آلت مردانه نداده. این موضوع به مجموعه ای از اضطراب ها منجر می شود که اغلب تنها از طریق ازدواج و مادر شدن رفع می گردد. همکار جوانتر فروید، «کارل یونگ»، این مسئله را با جزئیات بیشتری بررسی کرد و درنهایت آن را «عقده الکترا» (Electra complex) نامید ک فروید با این عبارت مخالف بود.

از سن شش سالگی تا بلوغ از دیوانگی روانی-جنسی دور و وارد دوره نهفتگی می شویم. در این دوره بچه ها روی روابط شان با هم سن و سال های خود و «نقش های جنسیتی» (gender roles) کار می کنند و کمی مسائل جنسی را فراموش می کنند. درنهایت فرد از دوران بلوغ وارد بزرگسالی می شود که به این دوره، مرحله تناسلی می گویند. فروید باور داشت که در این زمان علاقه فرد به رابطه با والدین دوباره بروز پیدا می کند و این تمایل ها به سمت اهداف مناسب تری هدایت می شوند؛ یعنی هم سن و سالان شخص که او را به یاد پدر و مادرش می اندازند. اگر همه این مراحل با موفقیت طی شده باشند، با یک آدم بالغ متعادل و باثبات مواجه می شویم.

 

انتقادها از نظریه های فروید

Sigmund Freud

نظریه های فروید در محافل پزشکی و علمی به صورت کلی در طول زمان اعتبار خود را حفظ نکرده اند. یکی از بزرگترین مشکلات نظریه های او غیر قابل ابطال بودن شان است و نمی توان نادرستی آن ها را اثبات کرد. فرضیه هر کسی که از روش علمی استفاده می کند، باید ابطال پذیر باشد چون در غیر این صورت نمی توان به آن اعتماد کرد. برای مثال عقده ادیپ را درنظر بگیرید که در آن فروید ادعا می کند که یک کودک به صورت ناخودآگاه به مادرش میل دارد. چطور می توان این میل ناخودآگاه را تایید یا رد کرد؟ یک علاقه ناخودآگاه همانطور که از نامش پیداست، پنهان است. از کودک نمی توان سوالی را در این باره پرسید چون اگر کودک با حرف های خود نظریه فروید را نقض کند، فروید می گوید که کودک از میل پنهان خود آگاه نیست. چنین چیزی را بدون غرض نمی توان سنجید و بنابراین راهی برای تایید یا عدم تایید وجود چنین تمایلی در کودک وجود ندارد.

یکی دیگر از انتقادهای رایجی که بر فروید وارد شده، این است که او نظریه های خود را بر اساس تعداد کمی «مورد پژوهی» (case study) توسعه داده است. علاوه بر این، تقریبا همه بیماران فروید در این جامعه آماری کوچک جزئی از طبقه متوسط رو‌به‌بالا وین بودند و امروزه محققین بر اساس جوامع تحقیقاتی کوچک و همگن تقریبا هرگز چیزی را به همه مردم نسبت نمی دهند. فروید با انتقادهایی در زمینه تاثیر فرهنگ و یادگیری در نظریه های خاصی هم روبرو شده بود چون او تمرکز زیادی روی اوایل دوران کودکی، زیست شناسی و تمایل های ناخودآگاه داشت. با وجود این زمینه شخصی و اجتماعی محدود، او بارها از نتایج تحلیلات خود به نتیجه گیری های فراگیر می رسید که از نظر او به تمام بشریت اعمال می شدند. وقتی شیوه کاری فروید را با استانداردهای پزشکی و علمی معاصر مقایسه می کنیم، شواهد ارائه شده توسط او ممکن است ناکافی و غیر قابل تعمیم به نظر بیایند.

همچنین گفته شده که فروید ایده های جنسیت زده ای را درباره زنان ترویج کرده. نشانه هایی در نوشته های او هست که بر اساس آن ها می توان گفت که زنان از دیدگاه این عصب شناس، مانند تفکرات خیلی از افراد آن زمان، دارای توانمندی کمتر، منفعل تر و به صورت کلی در جایگاه پایین تری در مقایسه با مردان بودند. فروید مخالف رهایی بخشی زنان بود و بعضی از ایده هایش مثل نظریه رشک آلت او، طرز تفکرش در زمینه مسائل مربوط به زنان را به خوبی نشان می دهند.

 

اهمیت فروید

Sigmund Freud

با اینکه آثار فروید از هر زاویه ای مورد انتقاد و هجمه قرار گرفته اند، میراث او هم در حوزه روان شناسی و هم ورای آن قابل توجه است. نگاه نوآورانه فروید به ذهن، مدنظر قرار دادن ناخودآگاه و استفاده از صحبت درمانی اثرات پایداری در زمینه تراپی و روان شناسی امروزی داشته اند. تصور آثار بسیاری از روان شناسان پیشروی قرن بیستمی مثل کارل یونگ، «آلفرد آدلر»، «اریک اریکسون»، «ملانی کلاین» و «کارن هورنای» بدون شالوده ای که فروید بنا نهاده بود، غیرممکن به نظر می رسد، با اینکه در خیلی از این موارد نظریه های موردنظر فروید به صراحت رد شدند. با این وجود می توان ادعا کرد که میراث زیگموند فروید خارج از حوزه روان شناسی حتی بزرگتر هم است چون تاثیر شگرف روش روان‌کاوی او، یعنی فرایند کاوش در زیر سطح برای یافتن معانی پنهان، را بر تعدادی از اندیشمندان و روشنفکران قرن بیستم، از جمله «والتر بنجامین»، «ژاک دریدا»، «هربرت مارکوزه»، «فرانتس فانون» و «سوزان سانتگ»، می توان مشاهده کرد.

به "زیگموند فروید" امتیاز دهید

1 کاربر به "زیگموند فروید" امتیاز داده است | امتیاز: 5 از 5
امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "زیگموند فروید"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید
تلفن: 75284-021